عضویت
جامعه مجازی فارسی آموزان به شما کمک میکند با دوستان زندگی خود همیشه در ارتباط باشید.

دو پادشاه، یک دودمان، دو دیدگاه، دو برآیند.

بخش دوم:شاه سلطان حسین صفوی.

دولت «مدارای دینی»، مانند دیگر نمودهای فرمانروایی صفویان، در مستعجل بود و با انحطاطی که در همه ارکان نظام حکومتی ایران افتاد، در دوران پس از شاه عباس بزرگ و به ویژه، شاه سلطان حسین در محاق فراموشی قرار گرفت. مقایسه اجمالی میان دهه های فرمانروایی شاه عباس و دوره شاه سلطان حسین مبین این است که با ضعف «شاهِ نهاد» و قدرت گرفتن دریافتی از دیانت که با دین عجایز سازگار بود، «مدارای دینی»، که هم چون «سیمان» شاهنشاهی ایران عمل می کرد، از میان رفت و در یورش افغانان به یکی از نقطه های ضعف نظام حکومتی تبدیل شد. اما این نکته را نباید ناگفته گذاشت که در این جا نیز شکافی میان روحیه «مدارای» ایرانیان و کارگزاران حکومتی و بخشی از نمایندگان دین عجايز وجود داشته است اگرچه در تحول تاریخی و با انحطاط تاریخی و زوال اندیشه در ایران روحية
مدارا» نیز دچار سستی شد. به گفته های سفرنامه نویسان اروپایی و نیز برخی از تاریخ نویسان ایرانی، بویژه در زمان شاه سلطان
حسین روحیه مدارای ایرانیان یکسره رخت بر بسته بود تا جایی که به القای برخی علمای قشری، دیگر مؤمنانِ اهل کتاب را، وادار - یا دست کم، به تهدید و تطمیع، تشويق - میکردند که اسلام بیاورند. پیش از این در همین کانال تاریخچه ی حسین آباد اصفهان را آوردیم که چگونه زردشتیانی که پیش از آن به آرامی در اصفهان زندگی می کردند در این دوره یا کوچ نمودند یا به اجبار یا تشویق هایی به دین اسلام روی آوردند.
هارتون دِر هومانیان درباره دگرگونی های سیاست دینی حکومت مرکزی در عهد شاه سلطان حسین بر پایه منابع ارمنی می نویسد: «شاه بنابر صوابدید ملّایان و خوار و خفيف کردن ارمنیان به جهت نامسلمانی........ فرمانی صادر کرد که ارمنیان چاک گریبان خود را باید از پشت ببندند، بر شانه هاشان گلیم کُهنه اندازند و کلاه تکّه پاره بر سر گذارند تا از مسلمانان متمایز شوند؛ سواره به بازار نروند، ایام بارانی به بازار و دکان وارد نشوند تا مبادا خیسی لباسشان مسلمانان را نجس کند. (شاه فرمانی دیگر برای پَست کردن آنان داد که تابوت معدومان را ارمنیان حمل کنند و قدغن کرد که وجه دانه ی مرغان دربار را ایشان بپردازند و هم به فرمان او سر هر ماه جارچی جار میزد که شاه در مورد ارمنیانی که مسلمان شوند، احسان و خواست های آنان را اجابت خواهد کرد.
برآیند کارهای اینچنینی وی مایه ی نارضایتی مردم و سقوط آن دودمان گردید. در این دوره همه چیز در مذهب و مذهبی نگریستن خلاصه می شد، نه سپاهیگری کار خود می دانست چیست و نه بازرگان و نه صنعتگر.


تاملی درباره ی ایران؛ دکتر جواد طباطبایی؛ جلد نخست؛ دیباچه ای بر نظریه ی انحطاط ایران با مقدماتی در مفهوم ایران؛ مینوی خرد؛ ۱۳۹۵؛ ص۵۳۴
تاریخ جلفای اصفهان؛ هارتون دِر هومانیان؛ برگردان لئون میناسیان و محمد علی موسوی؛ اصفهان؛ زنده رود؛ ۱۳۷۹. صص۱۴۷و۱۴۸
کد امنیتی
بارگزاری دوباره تصویر
کد امنیتی بالا را وارد کنید