عضویت
جامعه مجازی فارسی آموزان به شما کمک میکند با دوستان زندگی خود همیشه در ارتباط باشید.

گزیده ای از سخنان و شعر مهدی اخوان ثالث درباره بعضی ابیات الحاقی شاهنامه فردوسی

گزیده ای از سخنان و شعر مهدی اخوان ثالث درباره بعضی ابیات الحاقی شاهنامه فردوسی

به حسابی شاید بتوان این چند سطر یادداشت و ابیات ذیل آن را هم از جمله ماجراها و قصص و مطالب راجع به حماسه گوی بزرگ فردوسی گرانمایه دانست و به هر حال از رهگذر طنز و طیبت، حاشیه ای منظوم است در خصوص بعضی ابیات الحاقی منسوب به فردوسی که در مجالس المؤمنین تألیف شهید بزرگوار قاضی نورالله شوشتری، در ترجمه حال فردوسی، ضمن ابیات هجونامه ی مشهورِ او درباره ی محمود غزنوی، دیده شد و از جمله ابیاتی سست و نامنسجم، از این گونه که قاضیِ شهیدِ گرانمایه، از نهایت محبتی که به خاندان امام علی بن ابیطالب و نفرتی که از دشمنان درنده خوی تازی او داشته است، از گفته دیگران... در آن هجونامه نقل کرده است و آن ابیاتِ سستِ عاری از فصاحت و بلاغت را به فردوسیِ بزرگ فصیح و بلیغ نسبت داده است...:
منم تا جهان باشد و شهریار/ پیامی فرستم برِ روزگار
که فردوسیِ طوسیِ پاک جفت/ نه این نامه بر نام محمود گفت
به نام نبیّ و علی گفته ام/ گهرهای معنی بسی سفته ام
گَرَم گشت تیره بر شاه گنج/ به عقبی شد آباد گنجم، به رنج
به نزد خداوند جان آفرین/ بسی می برم زین جهان آفرین
شفیعم محمد امامم علی ست/ به هردو جهانم وفی و ملی ست؟!....
...و من در حاشیه ی این ابیات سست منسوب به فردوسی، محض از برای «ادخالِ سرور در قلب مؤمنین» و از برای تردماغی و تفنن و طیبت، نه تکذیب و ریبت،... این ابیات را که وارد خاطر من در لحظات خواندن آن ابیات الحاقی منسوب به فردوسی بود، در حاشیه ابیات فوق نوشتم و از آنجا به اینجا نقل می کنم:

همانا که این بیت‌ها سرسری/ ز قاضی ست، نورالله ششتری
وگر هم نه از گفته ی قاضی است/ بود زآنکه قاضی از آن راضی است
درین حاشیت من به صورت جلی/ بگویم، که اینها، به مولا علی
نه از گفتِ فردوسیِ طوسی است/ که از اعتقاد علی دوسی است!
علی دوسی ار شد علی دوستی/ ببخشا، مکَن از سرم پوستی...
نگویم که فردوسی پاک جفت/ سخنهای شیعی شعوبی نگفت
ولی بی گمانم، که آن بی نظیر/ به یک آدمی جامه، صد بیشه شیر
چو مردانِ افسانه بود و شگرف/ یکی بیکران پاک دریای ژرف
همانا ز هر دین و ملت که داشت/ همه هر چه زد نقش، زیبا نگاشت
اگر خاک، یا آب و آتش ستود/ چو باد بهاری، همه خوش ستود
دلی داشت دریا و طبعی روان/ به پیرانه سر نیز، پاک و جوان
شگفت آفرین کارِ این آدمی/ به شعر و به افسانه ماند همی
به افسانه ماند، ولی راستین/ به شعری گزین و شعور آفرین
اگرچند از رفته ها گفت باز/ ولی رفته ای گفت آینده ساز
شگرف است و افسانگی، کار او/ شگفت آفرین، کاخ سُتوار او...
پی آر شیعی و گر شعوبی سرود/ به ستواری، آنگه به خوبی سرود
نه این گژمَژَکهای بی جان و سست/ شکسته، بی اندام، ناتندرست
من از شهر اویم، شناساش نیز/ هم آوا و همدرد و همتاش نیز!
به ایران پرستی، شعوبی گری/ انیران گدازیّ و گندآوری
سلحشوری و شعر و شور و منش / دلیری و گردیّ و کار و کنش
به یکرنگیِ روح و یک دندگی/ گداپادشاهی، خدا بندگی.....
(مهدی اخوان ثالث، کتاب «شعر مهدی اخوان ثالث / متن کامل ده کتاب »، چاپ اول، ۱۳۹۵، تهران، نشر زمستان، ص ۱۴۴۳-۱۴۴۱)
کد امنیتی
بارگزاری دوباره تصویر
کد امنیتی بالا را وارد کنید